امروز بزرگ مرد 8 ساله ما عضوی از باشگاه برق شیراز شد...امیدوارم که موفق بشه...(وقتی توی چشم هاش برق عشق به بازی فوتبال رو میبینم فقط از خدا میخوام که همیشه چشماش از شادی خیس بشه ایشاله )
با اینکه چند باشگاه فوتبال در محوطه خودمون در زمین چمن دانشگاه تابستان ها فعالیت دارند اما با توجه به فکرای پدر بزرگوار خونه که صلاح دیدند امسال آروین به باشگاه فوتبال برق تشریف فرما بشن ما هم تمام آسانی ها را شوت کردیم پشت سر و سختی ها را جلوی پای خودمون فراهم کردیم برای شروع بازی
فوتبال بوستان تنها خوبیش این بود که پایین خونه بود آروین خودش میرفت و می آمد اما حالا بایدیا با سرویس بره و بیاد یا پدربزرگوار در حال رفت و آمد بشه! چون کلاس ها ساعت 8 صبح هست و ماه رمضان من که سختمه 
تازه یه اتفاق جالب دیگه این بود امروز صبح هم کارنامش رو گرفتیم که مثل همیشه موفق و سربلندمون کرد(بخاطر این میگم سربلند کارنامشون که توصیفی هست وهمش خیلی خوب اما موقع خداحافظی کادر از نظر علمی ازش خیلیییی راضین امیدوارم تا آخر همینجور باشه) وبرای اولین بار هم سری به کمپین حمایت از کودکان سرطانی زدیم که در دانشگاه برقرار بود.آروین تابلو نقاشی که خریده رو در سالن زده که هر کس میاد خونمون تشویق بشه برای کمک به این بچه ها. امیدوارم که هیچ پدر و مادری فرزندشون رو در لباس بیماری نبینند. الهی آمین
برچسب:
نویسنده: یاسین حسینی