دوازده شهریور به پیشنهاد پدر لبیک گفتیم برای گشتی اطراف شیراز
از دروازه قرآن خارج شدیم و بسمت بهشت گمشده در کامفیروز رفتیم واقعا لذت بخش بود.شب هم چادری بپا شد در باغی نزدیک بهشت گمشده که بسیارعالی بود .
فردا عصر راهی بیضا شدیم و گذری به تاکستان های این دیار انداختیم و خود به چیدن انگور مشغول شدیم برای خرید. بعد راهی سربست شدیم البته عمو هوشنگ و خانواده هم به ما پیوندیدند شبی را هم در آن هوای پاک گذراندیم تا عصر شنبه هم آنجا بودیم بخاطر آب بازی های زیاد من گچ دست کامل وارد آب شد پس مجبور به در آوردنش شدیم به سختی!
عمو و خانواده عصر شنبه راهی شیراز شدند اما با همت پدر ما راهی اردکان و مارگون شدیم البته به تاریکی شب خوردیم بیست کیلومتری از اردکان خارج شدیم و به روستایی کمهر رسیدیم شب در باغ یاران آنجا اتراق کردیم و آنجا خوابیدیم واقعا اکسیژن را حس می کردیم بسیار بسیار هوا پاک بود. صبح راهی آبشار مارگون شدیم و تا عصر در مارگون از پاکی و زیبایی طبیعت لذت بردیم و یکشنبه شب راهی خانه خودمان شدیم و باز گرمی و دود و آلودگی هوا و تنگی نفس.
در کل طبیعت گردی خوبی بود .
برچسب:
نویسنده: یاسین حسینی